X
تبلیغات
طفل طریق
 

لبریز تا ز باده نگردید جام ما

در نامه ی عمل ننوشتند نام ما

 

ما را که لعل یار به کام است و می به دور

دوران دهر گو که نگردد به کام ما

 

ما خود خراب و مست شرابیم مُحتَسِب(۱)

نبود خبر ز مستی شرب مدام ما

 

دارم هوای آنکه ز بامش پرم ولی

بنموده چین زلف کجش پای دام ما


۱- محتسب : داروغه، مامور حاکم که وظیفه اش امر به معروف و نهی از منکر بوده.


برچسب‌ها: جناب وحدت کرمانشاهی
+ نوشته شده در 90/11/07ساعت 14:1 توسط میثم شیرمحمدی |

 

بیار ساقی باقی بریز بر منِ حادث

می قدیم که تا وارهم ز دست (۱) حوادث

 

چو در زمین دلم تخم مهر خویش فکندی

به آب باده (۲) برویان که نیست به ز تو حادث

 

از آن سراب به کنعان نوح گر برسیدی

نگشتی غرقه ی طوفان چو سام و حام و چو یافث

 

به بوی باده توان مرد و باز زنده توان شد

که همچنان که ممیت است، هست محی و باعث

 

حیات یافت از آن سام نوح از دم عیسی

که او به بوی همین باده بود نافخ و نافث

 

دلا به خود نظری کن برون ز خود سفری کن

که هیچ کار نیابد ز مرد کاهل و لابث

 

درآ به مجلس مردان بخور شراب تجلّی

شراب مرد تجلّی بود نه ام خبائث

 

تو را شراب تجلی ز دست خویش رهاند

از آنکه باده ی باقی است بر فنای تو باعث

 

چو مغربی ز میان شد نشست یار به جایش

خوشا کسی که بود دلبرش خلیفه و وارث


۱- نسخه ی سپهسالار- بند                                  ۲- نسخه ی سپهسالار- دیده


برچسب‌ها: جناب شمس مغربی
+ نوشته شده در 90/11/04ساعت 19:9 توسط میثم شیرمحمدی |

 

چو بحر نامتناهی است دائما امواج

حجاب وحدت دریاست کثرت امواج

 

جهان و هرچه در او هست جنبش دریاست

ز قعر بحر به ساحل همی کند اخراج

 

دلم که ساحل (۱) دریای بی نهایت اوست

بود مدام به امواج بحر او محتاج

 

علاج درد دلم غیر موج دریا نیست

چه طرفه درد که موجش بود دوا و علاج

 

کسی که موج به دریا کشیدش از ساحل

وقوف یافت ز سرّ حقیقت و معراج

 

به هر خسی نرسد زین محیط درّ و گهر

یکی به خس رسد از وی، یکی به گوهر و تاج

 

ازین محیط که عالم به جنب اوست سراب

مراست عذی فرات و تو راست ملح اجاج

 

یه لون و طعم اگر آی مختلف باشد

ز اختلاف محل است و انحراف مزاج

 

هر آنچه مغربی از کائنات حاصل کرد

بکرد بحر محیطش به یک زمان تاراج


۱-  سایل هم در نسخه آمده


برچسب‌ها: جناب شمس مغربی
+ نوشته شده در 90/11/04ساعت 18:46 توسط میثم شیرمحمدی |